
مرا توان زیستن بدونِ تو؟؟! ن هرگز - نه محال! بلکه یک مرگی زودهنگام. "کتایون" تو را با کدامین صفاتت به زبان آورم؟ "بیاد وبلاگ دومین خط کمرنگ" + در طی این مدت، بارها و بارها ب مو بند کردی این حضور رو ولی پاره نشده. دور شدیم اما خاتمه ندادی، اشک ریختیم اما بد نگفتیم! و خندیدم اما از مشکلاتمون فرار نکردیم. خدایا؟ ته راه رو روشن کن. دستانم خالی اند.. آن را بالا میگیرم با گف...
ادامه مطلب
ادم ها اول زندگیشان چقدر شیرین است. روابط پر از احترام، نشست و برخواست ها مملو از حس خوب و سرشار از رضایت، بودن های در کنار هم ، همگی از سر دلبستگی و وابستگی، که ای کاش ماندگار باشدُ ادامه دار....کنار صدا زدن های نام ها یک جانم چسبناکُ دلپسند ستون میکنندُ عزیزمهایی ک آخر حرفها و درخواست ها چاشنی می شود. لبخند هایی که تحت هر شرایطی گوشه ی لب خانه می کنندُ دستان گرمی که آماده برای فشردن است. این ها همگی حس های نوئی است که اول زندگی و آشنایی به وفور دیده می شود...زیباستو بسیاربه همان اندازه ی لذت، منزجر است احساسی ک با بهانه ها همراست...دختری با هزار از "منم" ، "منم" ها صبحتش را شروع می کند. تحمل میکنم تا حرفهای سراپا چندش آورش تمام شود. دختری افسارگسیختهُ سرا پا بی حیا! از تک تک تجربه های هوس...
ادامه مطلب