بعد از اتفاقی ک برای تلفن همراهم افتاد، بنده صاحب ی عدد گوشی نوکیا معمولی شدم ک تنها قابلیت بالای اون داشتن چراغ قوه.
یعنی بنده از نظر تکنولوژی همراه از عرش ب موکت رسیدم تا این حد!
خلاصه، اون گوشی قبلی، قاب های متنوعی داشت! ک من هرازگاهی عوض میکردم و تنوعی میشد! ولی این نوکیا جان همچین قرتی بازی ندارن! این شد ک بنده تمامی لاک هامو جمع کردم افتاد ب جون این گوشی! پشتش طرح زدم و با لاک هام رنگ امیزیش کردم یعنی اونقدر این حرص در من وجود داشت ک همزمان با طرح زدن ، ناخن هامم طرح زدم مدل خاصی لاک زدم روش!
الان خدا خدا میکنم عشق جان تماس نگیرن اخه از بس خیس این قاب، ک جرات نمیکنم بگیرم توو دستم حتی نمیتونم برش گردونم ببینم چه پیامی بهم داده
همچین کتایونی ام ک در این حد خودمو زجر میدم !
بعدا نوشت کتایونک : ی چیزهایی در من هوس میکنه ک زود گذره! مثلا امروز عشق جان میگفت چی میخای برات بخرم، یهو از دهنم در اومد گفتم"ریمل" ، یعنی اونقدر این جواب من یهوئی و بی فکر بود ک خودش گفت: ریمل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و باز هم تکرار کرد: ریمل؟؟؟؟؟؟ !
حالا بنده با چه شدت و حدت عرض کنم ک پشیمونم ک چرا نگفتم دوس دارم برم کلاس نقاشی و برام تمامی لوازم رو بگیر و برم سبک کوبیسم رو یاد بگیرم! خب چرا من اینقدر بی عقلی میکنم اخه؟ با اینکه وقت ندارم ولی، دوس دارم کلاس نقاشی رو. مطمئنم ک در طی همون 2 ساعتی ک سر کلاس نقاشی میرم برای طرح زدن و رنگ روغن، ب هیچ چیزی این ذهن من فکر نمیکنه. و راحتم میزاره. خیلی دلم میخاد ): ، هم هزینش بالاس و هم وسایل رنگ! ولی میرم بالاخره. نه به زودی زود ک حتی بخامم الان وقتش رو ندارم. و میدونم هر چه جلوتر برم میزان کارم بیشتر میشه منتهی دوس ندارم کار و مشغله هام موجب بشه از علایقم دست بکشم ک این مورد ابدا در من وجود نداره و همیشه خودمو از علایقم و ارضای اون راضی نگه داشتم
اما اخه چرا میون این همه کمبود ها من ریمل رو گفتم خب! الان اینقدر این ریمل مهم بوده؟؟؟ منم ک چقددددر اهل آرایش و میکاپم! اوه |:
نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶ساعت 1:20 جنون انگشتانِ کتایون|