خرید بک لینک

مرا توان زیستن بدونِ تو؟؟!

ن هرگز -

نه محال!

بلکه یک مرگی زودهنگام.

"کتایون"

تو را با کدامین صفاتت به زبان آورم؟ "بیاد وبلاگ دومین خط کمرنگ"

+ در طی این مدت، بارها و بارها ب مو بند کردی این حضور رو ولی پاره نشده. دور شدیم اما خاتمه ندادی، اشک ریختیم اما بد نگفتیم! و خندیدم اما از مشکلاتمون فرار نکردیم. خدایا؟ ته راه رو روشن کن.

دستانم خالی اند..

آن را بالا میگیرم

با گفته هایم به سمت آسمانت راهی دراز میشود

این خواسته ها را بی جواب بر نگردان

ترا با کدامین نام های قشنگت بخوانم؟

+ دیدید گاهی وقت ها توو شرایطی قرار میگیرید ک اصلا و ابدا خصلت حسادت در شما ها نیس اما ی طورایی میشه به یه چیزی حسودیتون میشه، اون لحظه حتی از این برخورد خودتون، ب خودتون تشر میزنین! نه؟ درست الان چن وقت کوتاهه ک این حس حسادت ک ابدا در من جایی نداره، ولی مهمان وجود من شده. من نمیخام حسود باشم، ولی چرا من نه؟ مگه تلاشم کمتر از دیگران بوده در این راه؟ و کم گذاشتم و یا ریا داشتم؟

ولی حسی بهم میگه : پاداش صبر من، کافر مسلمان میکند "کتایون"

تا چن روزی، نیستم.

بر میگردم

نوشته شده در پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶ساعت 23:40 جنون انگشتانِ کتایون|

برچسب: همان,خدایی,همیشه,دستم,گرفتی, نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:50

صفحه بندی