تاریخی ک دوسش دارم. ولی هیچ وقت روزشمارش نیستم. ی طورایی گم میشه میون رو شماری های برخی از تاریخ های ک براش منتظرم. اما وقتی ناخودآگاه چشمم به این تاریخ می افته مملو از حس خوبی میشم.
و یک کتایون، رو بروی آینه می ایستد دستانش را باز میکندُ میگوید:
تکرار کن
خدای من ،ممنونم به خاطر این آزادی - این رهایی - این حسِ زیبای چشیدن عشق و دیدن جهانی تازه و زیبا....
تکرار کن.... خدایا من با تمام ریشه هایم از تو ممنونم
+اگر شب هایم ب صبح گره خورند، و روزهای بلندم به شب ها پیوند، دست به هیچ یک از ورق های تو نخواهم زد آلپرازولام... من این زجرِ در بیداری را دوست دارم. [ک م]
برچسب: 31 شهریور,31 شهریور به میلادی,31 شهریور 1371,31 شهریور ساعتها,31 شهریور چه روزی است,31 شهریور 1359,31 شهریور هفته دفاع مقدس,31 شهریور 59,31 شهریور 93,31 شهریور روز ارتش,
نویسنده: مبین خلیلی