خرید بک لینک

محکم قدم میگیرم به سمت مرکز مشاوره. کمی استرس دارم از اینکه هر کسی میاد اینجا با گفتن مشکلاتش مطمئنِ ک با راهکارهای من درمان میشه.در که وا میشه، همزمان با احوال پرسیُ خوش آمد گویی توو ذهنم میگم،این چه مشکلی داره؟ این ادم ک اگر وقتی توو جمعیتی از آدم ها ببینمش محاله حدس بزنم چشه... وقتی لب باز میکنه و از مشکلاتش میگه سعی میکنم خودم آروم باشم... صحبت از مشکلاتی ک واقعا نمیشه حلش کرد. صحبت از درد های مشترک... ی درد های عمیقی ک خیلی ها با کارهاشون عمیقترش میکنن...

ی سری درد ها توو عالم هستن ک به درد های ناگفتنیُ رازِ مگو معروفن، این درد ها رو هیچ روانشناسُ روانکاوی نمیتونه درمان کنه. این درد ها رو باید برد کنار سفره های امام های معصوممون، توو روضه ها و هیئت، اونجا پیش حلال مشکل ها دونه دونه بیان کردُ منتظر جواب بود.

سال پیش

همین روزها

از خدا ی چیزی خواستم.

ی سال گذشت ولی اوضاع من بدتر شدُ اما اونی نشد ک من خواستم.

و امسال ازش خواستم صبرِ دیدن حکمتش رو بهم عطا کنه.

وقتی کسی براتون وقت میزاره، جواب اولین تماس های شما رو بعد روزها بی خبری میده، وقتی کسی خودش داغونِ اما هرگز عنوان نمیکنه و گه گداری تکانش های عصبیُ نگرانی هاش به صورت پرخاشگری ظهور میکنه و شما معنای این پرخاشگری رو نمیدونین، وقتی کسی وقت نداره اما برای شما همیشه بیکاره، وقتی کسی رو دارین ک سعی میکنه با کارهاش، رفتارش بهتون ی حقیقتی رو ثابت کنه، وقتی کسی دائما درپوش میزاره روو کارهای بدتون و از حقیقت فرار میکنه، وقتی کسی هر جا میره و هر کاری ک میکنه اول شما رو بیاد میاره، وقتی کسی هست ک حواسش به شماس، و دونه دونه قدم هاتونُ میشماره، وقتی کسی هست ک مشکلاتُ تحمل کرده ک فقط شما راحت باشید،

بدونین اون آدم دیوانه نیست. از سر تنهایی و ناچاری و بی کسی نیست که اینطور با شماست، بلکه قلبا دوستتون داره. ی دوست داشتن وافری که بسیار هم ترسناکه.

+ محرم امسال رو دوست ندارم. امام حسین منو ببخش، ببخش ک محرم امسالت رو دوس ندارم آقا. حتی دوس نداشتم این محرم برسه. خواستم بگم من هم مسلمان نیستم. چون هر روز و هر سالم چیزی جز تکرارِ مکرراتم نیست. هر روز و هر سالم ی درد، ی خواسته، ی غم، ی التماس... محرمت رو دوست ندارم. محرم سراسر ریای خیلی از عاشقاتُ دوس ندارم. عزاداری های پر از چشم چرانی آدم های حسینیتُ دوس ندارم. مشکی پوشانت رو که قطره ای اشک اگر از چشم هاشون جاری شه به خاطر حادثه ی کربلا نیس، ب خاطر درد و مشکلاتشون. بیزارم از محرمی ک فقط هر ساله پر شکوه تر داره برگزار میشه. محرمی که اسمش محرمِ اما خبری از اون دل شکستگی ها و ارادت قلبی آدم ها نیست. همه پی قرارهای همن، در کنار هم، ک ی ساعاتی رو راحت میون جمعیت پیدا کنن همو. واسه ی عده از ادم ها محرم، عزا نیس، بلکه پر از شور و شوق و قرارهای چند نفرست... به یه عده ادم میرسی نباید بگی عزاداریت قبول، باید بگی "خسته نباشی".

من از محرم امسال عجیب دلگیرمُ عجیب شاکی.

و روزی ،خیلی از آدم های دورو برم باید جواب پس بدن. حداقل تا دیدن اون روزُ آرامش، میخام زنده بمونم.

برچسب: نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 15:30

صفحه بندی