خدا رو شکر
اونی شد ک تلاش کردم
اونی شد که تو خواستی.
+ علیم شهریار شهرم شد
بعدا نوشت / قشنگ ترین سکانس اون لحظه ای بود ک ساعت شده بود 4 بامداد و من از فرمانداری با دست پر اومدم بیرون و بین هواداراش اعلام کردم نتیجه ی انتخاب مردم رو. نتیجه ی انتخاب درست مردم فهیم شهرم که از بین کاندیدای محترم ، کسی رو انتخاب کردند که باید انتخاب میکردند و اینبار به دور از هر احساس و قومیت گرایی ، با تفکر عمیق و درست عزیز منُ انتخاب کردند و به آبادانی شهرشون در واقع کمک کردند.
نوشته شده در شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 5:8 جنون انگشتانِ کتایون|
برچسب:
نویسنده: مبین خلیلی