خرید بک لینک

جعبه ی رنگ های گوآش رو برداشتمُ رفتم. تا منو دید پرسید:

-اینا چیه؟

+رنگ

-میخای چیکارکنی؟

+رو پات نقاشی بکشم

-بزا من بگم، بِوین (یعنی ببین) اووووم برام ی عالمه توپ بکش، بعد دایجونآسُر هم بکش!

+چی بکشم؟

-دایجون آسور daijon Asor

ی لحظه رفتم توو فکر! اخه من ی داداش بیشتر ندارم بعدشم بهش میگه دایجون! این دایجونی ک میگه کیه آخه!

+امیر من نمیدونم چی میگی!

- کتی؟ (قابل توجه ک من اصلا انگاری هیچ چیزم ب خاله ها شبیه نیس ک این وروجک ها منو ب اسم کوچیکم صدام میزنن) ببین، دایجون آسُر، گُنده، همه جای دهنش پر از دندونه! سبزه! بچه های بد رو میخوره!ناخن های پاشُ نمیگیرهههه

وای خدای من

+امیر علی منظورت دایناسورِ؟

-آره ، دایجون آسُر

و من برای دقایقی محو این تلفظ بودم...

بعد تموم شدن نقاشی :

- وای کتی ، چقدر خخخشنگ شده! چقدر توب کشیدی برام! اینایی که روو درخت کشیدی هلوئه؟! (از بس این میوه رو دوست داره)

پای امیر علی ، پسرکوچیک خواهرم به خاطر هل دادن داداش بزرگه، شکسته.

اینم شده شاهکار من، منتهی نتونستم دایناسوری ک امیرعلی کپلی خاله سفارش دادُ روش طراحی کنم.

برچسب: سفارش نقاشی,سفارش نقاشی چهره اصفهان,سفارش نقاشی چهره,سفارش نقاشی سیاه قلم,سفارش نقاشی روی پارچه,سفارش نقاشی رنگ روغن,سفارش نقاشی پرتره,سفارش نقاشی چهره از روی عکس,سفارش نقاشی چهره رنگ روغن,سفارش نقاشی دیجیتال, نویسنده: مبین خلیلی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 6:30

صفحه بندی